الفيض الكاشاني

278

راه روشن ترجمه كتاب المحجه البيضاء فى تهذيب الاحياء ( فارسى )

شده‌اند . از اين رو شايسته نيست بگوييم : كسى كه از دنيا روى مىگرداند به سبب محروميّت از آن رنج مىبرد ، زيرا آن كه به دنيا رو مىآورد نيز به صبر بر آن و تحصيل و حفظ آن و دفع غارتگران متحمّل رنج مىشود ؛ ليكن رنج اعراض كننده به لذّت در آخرت مىانجامد و لذّت روى آورنده منجرّ به درد و رنج در آخرت مىگردد . روى گردانندهء از دنيا بايد قول خداوند را در گوش دل خود بخواند كه فرموده است : وَ لا تَهِنُوا فِي ابْتِغاءِ الْقَوْمِ إِنْ تَكُونُوا تَأْلَمُونَ فَإِنَّهُمْ يَأْلَمُونَ كَما تَأْلَمُونَ وَ تَرْجُونَ مِنَ اللَّهِ ما لا يَرْجُونَ . « 76 » بنابر اين آنچه طريق شكر را بر روى خلق بسته است نادانى آنها به انواع نعمتهاى ظاهر و باطن و خاصّ و عامّ است . اگر بگويى : به چه چيزى مىتوان اين دلهاى غافل را درمان كرد كه نعمتهاى خدا را درك كنند شايد شكر او را به جا آورند ؟ مىگويم : درمان دلهاى بينا آن است كه در آنچه ما از نعمتهاى عام الهى ذكر كرديم بينديشد ، و درمان دلهاى غفلت زده‌اى كه نعمت را نعمت نمىشمارند جز آن كه به آنها اختصاص يابد يا بلايى آنها را بدان متوجّه گرداند اين است كه همواره به كسى كه پست‌تر از آنهاست بنگرند و همان كنند كه يكى از صوفيان مىكرد . او هر روز در بيمارستانها و گورستانها و محلّهايى كه در آن جا اقامهء حدود مىكردند حاضر مىشد ، و حضور او در بيمارستانها براى آن بود تا انواع بلاهاى الهى را در بيماران مشاهده كند . سپس دربارهء صحّت و سلامت خود بينديشد تا با درك بلاى بيماريها نعمت تندرستى را شكرگزارى كند . امّا حضور وى در محلّهاى اجراى حدود براى اين بود كه جنايتكارانى را كه معدوم مىكنند و يا اعضاى آنها را مىبرند و يا به انواع عذابها شكنجه مىكنند ببيند و بر پاكى خود از جنايتها و مصونيّت خود از اين مجازاتها و برخوردارى از نعمت ايمنى خدا را شكر گويد ؛ و حضور او در گورستانها براى آن بود كه بداند محبوبترين چيز نزد مردگان اين است كه به دنيا بازگردند اگر چه براى يك روز باشد تا گنهكار گناهانش را تلافى كند و مطيع بر طاعاتش بيفزايد ، چه روز رستاخيز روز تغابن ( زيانكارى و افسوس ) است ، مطيع مغبون است ، زيرا جزاى طاعات خود را مىبيند و مىگويد : من مىتوانستم طاعات بيشترى به جا آورم ، پس غبن من بزرگ است چه برخى از اوقات خود را در امور مباح به سر بردم . امّا گنهكار غبن او

--> ( 76 ) نساء / 104 : و از تعقيب دشمن سست نشويد ، اگر شما درد و رنج مىبينيد آنها نيز همانند شما درد و رنج مىبينند ولى شما از خدا چيزى را اميد داريد كه آنها اميد آن را ندارند .